dindarloo

حسین دیندارلو

برنامه نویس و طراح وب
خانه درباره من سرویس ها خدمات نرم افزاری وبلاگ

بی نیازترین بی نیازان

نیاز بستری برای رشد غم

بی نیازیریشه ی همه ی غم ها و درد ها در نیاز آرمیده. نیاز زندان آرامش است؛ نیاز به هرچیز و هرکسی در ما وجود داشته باشد آرامش ما در گرو همان است. حتما شنیده اید که میگویند “فقط یک نفر میتونه حالتو خوب کنه، اونم همونیه که حالتو بد کرده” اما حقیقت این نیست. پس حقیقت چیست ؟!

برای دانستن حقیقت ابتدا باید مفهوم عمیق تری از نیاز را بشناسیم. که عمیق ترینش یعنی تکه ای از وجودت در جایی دیگر باشد؛که دردناک ترین حالت است و در واقع هرچه نیاز عمیق تر دردناک تر.

بی نیازی چیست ؟ وقتی بی نیاز می شویم که هر آنچه داریم منبعی درونی داشته باشد. خودمان برای خودمان نور و روشنی و آرامش باشیم. آرامش بزرگترین مزیت است که سراسر در گرو بی نیازیست.

الصمد در لغت به معنای نهایت همه ی نیازها و خواسته هاست ! و کسی که خود نهایت همه ی نیازهاست از همه چیز بی نیاز است.

بی نیاز ترین بی نیازان

این کلمه الصمد یکبار در سوره ی توحید یا اخلاص آمده ( « الله الصمد«۲») و نه بیشتر. پس اثبات بی نیازی به حرف نیست و به رفتار و عمل است و همواره بهترین گفتار عمل کردن است. همانگونه که فردوسی دو صد گفته چون نیم کردار نیس راه صمدیت از کردار و رفتار می گذرد.

استفاده از القاب خدا در نام گذاری ها نشان از تمایل بشر به خداگونگی دارد. که خیلی هم خوب هست ! اصلا خدا این همه به تعریف از خود پرداخته که چه ؟ خدایی که بی نیاز است چع احتیاجی به تعریف از خود و اینهمه منم منم داشته ؟

بی نیازی ، هدف خلق بشر

پشت پرده ی خلق بشر اهدافی نهفته است که یکی از آن ها خداگونگیست. و این که خدا گفته از روح خود در او دمیدم اشاره به هدفش دارد .دیدن یکی شبیه خودش کمال یافته و بزرگ و بی نیاز. برای درک بهتر این هدف پدر بودن را اندیشه کنید. نمیدانم پدر بودن چطور است چون هنوز پدر نشده ام اما چه بیهوده خواهد بود تولید مثل اگر ندانیم و نخواهیم بدانیم که یک موجود زنده را چرا به دنیا می آوریم. لذت پدر بودن در تربیت فرزند است به گونه ای که یک نسخه کاملتر و بهتر از خودت باشد ، که یک من دوباره متولد شده ی قوی تر و بدون اشتباه تر و خوب تر تربیت کنی که ادامه ی تو باشد. یعنی نامیرا بودن. به راستی که مرگ واقعی زمانیست که اثری از تو در این دنیا نباشد که سعدی هم گفته که رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند…. و در ادامه گفته همه عمر زنده باشی به روان آدمیت. پس همه به دنبال به جای گذاشتن یک اثر از خود در این دنیا هستیم. برخی با هنر مثل داوینچی، برخی با علم مثل انیشتین، برخی با رفتار خوب مثل گاندی برخی با جاه طلبی مثل هیتلر ، برخی با غارت و چپاول مثل چنگیز، برخی با تولید و تربیت مثل ما انسان ها و برخی با خلق مثل خدا . این یک غریزه است به نام بقا که همان درون مایه ی خداست که در وجودمان نهادینه شده. نظریه ها در این خصوص وجود دارد که معروفترینشان تکامل است. من اسمش را میگذارم خداگونگی. در این بین از همه موفق تر خدا بوده و از همه شکست خورده تر و ناآگاه تر در عین آگاهی انسان !

پس میفهمیم که هدف خدا از خلقت تربیت است. تربیت وجودی باصفات خودش. و الصمد کاملترین صفت خداست که باید به آن دست یافت که هم خودمان هم خدا از آن خشنود خواهیم شد.

راز بی نیازی

راز بی نیازی در شبیه خدا بودن است. هر زمان در هر زمینه ای سوال شد که چه رفتاری داشته باشیم خدا را به جای خود بگذارید. اگر خدا بود چه می کرد ؟ و همانگونه عمل کنید.

گاهی بخشندگی ، گاهی خشم ، گاهی صبر ، گاهی بزرگی ، گاهی سکوت ، گاهی جدیت و گاهی چشم پوشی، گاهی ماندن و گاهی رها کردن و دور شدن. راز بی نیازی نماینده ای از وجود خدا بر زمین بودن است.

بی نیاز باشید. حداقل از آدم ها و تا میتوانید خود منبع نیاز باشید که این خود آخر بی نیازی است.

فقط یک نفر میتونه حالتو خوب کنه. اونم خودتی. و دیگه هم اجازه نده کسی حالت رو بد کنه، با بی نیازی. درسته شاید لذت زیادی نداشته باشه اینجوری زندگی کردن. اما حداقل درد کمتری هم داره.

dindarloo
حسین دیندارلو
بزرگ ترین سرمایه گذاری ، سرمایه گذاری روی خودم بوده و هیچی اندازه ی خودم نتونسته حالم رو واقعا خوب کنه. حتی شادترین لحظه هایی که توسط دیگران به ارمغان آورده شده نمی ارزه به لحظه ای حال خوب که خودم ساخته باشم.