dindarloo

حسین دیندارلو

برنامه نویس و طراح وب
خانه درباره من سرویس ها خدمات نرم افزاری وبلاگ

حکایت کوه

در وصف آب

برای من کوه همیشه نماد قدرت و صلابت و استواری بوده. قدرتمند تر از هر چیزی بجز آب. بله آب هم قدرت خاص خودش را دارد. میتواند خودش را در هر ظرفی سازگار کند یا سر ناسازگاری داشته باشد میتواند غرق کند یعنی در عین لطافت دلسنگ باشد. میتواند تغییر حالت دهد یک روز حیات بخش و یک روز قاتل ، یک روز بخار باشد ، یک روز ابر ، یک روز باران. آب را در هیچ زندانی نمیتوان نگه داشت. در گذر زمان حتی برخی کوه ها را به وجود اورده و … پس بنگریم به آب و اقتدارش. صبرش و در کنار آن خاصیت فرسایندگی اش که هر مقاومتی را نه امروز ، بلکه یک روز در هم می شکند. بنگریم به تغییر حالتش اگر روزی تاب نیاورد !

حکایت کوه

ازین روست که میگویم آب از کوه در عین صلابتش قدرتمند تر است. مانند یک زن ! منظورم روح زن است. نماد خلقت یعنی مادر. اگر زن نبود هیچ مردی هم نبود و مرد در عین قوی بودن در گذر زمان به اندازه ی زن تاثیر گذار نیست. چنان که سرنوشت بشر به دست زنان تعیین می شود. چه جنگ هایی که به راه نیفتاد و چه سر ها که بریده نشد ، نه با دست زن. ولی به دست زن !

درس هایی از کوه

همانطور که هیچ کوهی جلودار حرکت آب نیست و آب مسیر خودش را در دل کوه باز می کند قدرت هیچ مردی هم جلودار قدرت روح یک زن نیست. تصور کنید یک رود یا یک آبشار را در دل یک کوه. فلسفه اش به کنار، زیباست، نه؟
آب هر آن یک شکل است ، کوه اما همیشه کوه است و این خصلت پایداریش از او کوه ساخته.
به عنوان یک مرد چه درسی از کوه بگیریم؟
تصور کنید یک کوه را، و به ارتفاعش توجه کنید. آیا دلپذیر نیست خانه ای در بلندی داشته باشیم که شهر زیر پایمان باشد؟ پس به عنوان یک مرد میتوانیم درس والا بودن بگیریم. البته یادمان نرود که مرتفع باشیم ولی پرتگاه نباشیم.
حال به استحکامش توجه کنید. میتوان با خیال راحت روی آن قدم برداشت (برعکس باتلاق که حاصل تجمع آب است). حتی در کتب علمی و دینی کوه به عنوان نگهدارنده ی زمین از آن یاد شده ک لرزش زمین را کنترل می کند.به عنوان یک مرد میتوان درس استواری و استحکام در مقابل مصائب و مشکلات و قابل اتکا بودن گرفت.
به پختگی سنگ هایش توجه کنید. هر داغی یک روز سرد می شود ولی هیچ پخته ای دیگر خام نمی شود. کوه همیشه کوه است. به عنوان یک مرد میتوان از کوه یاد گرفت در مقابل فشارها و گرما و سرمای ی زندگی از هم نپاشیم. بلکه محکم تر و پخته تر شویم. اگرچه روزی کوه از مواد مذاب به وجود آمد(نه همه ی کوه ها) اما اکنون هیچ حرارتی آبش نمیکند حداقل این است که باید حداقل همان حرارتی که یکبار تجربه کرده تکرار شود و کمتر از آن بی اثر است.
به بی نیازی اش توجه کنید. یک کوه نیازمند چیست؟ نیازمند فاتح شدن است؟ نیازمند فتح شدن است ؟ برای رسیدن به جایی خود را به زحمت می اندازد ؟ خیر !
نیازمند هیچ نیست، بجز خودش ، که کوه باشد. که کوه بماند و از او به عنوان کوه یاد شود.
حال به دشواری فتح یک کوه فکر کنید. وجه تمایزش با زمین مسطح در این دشواری دستیابی به آن است که از کوه یک کوه ساخته.
به لذت فتح فکر کنید. یک کوهنورد را درنظر بگیرید که برای بالا رفتن زحمت کشیده تا به نوک قله رسیده است. طبیعتا ترجیح یک کوهنورد پس از فتح پایین آمدن نیست. نشستن ، استراحت ، تماشا ،نگریستن و لذت بردن… حال مقایسه کنید با کوهوردی که به طور مثال با تلکابین یا هلیکوپتر صعود کرده. وقتی بی دردسر و تلاش به بالای یک کوه رسیده و در بالاترین نقطه قرار گرفته فقط یک راه پیش پای اوست یعنی پایین. و طبیعتا کسی که برای بالا آمدن خسته نشده برای پایین رفتن عجله ی بیشتری دارد. درسی دیگر که به عنوان یک مرد میتوان از کوه گرفت همین است که یک چالش باشیم و اجازه دهیم برای رسیدن به ما تلاش کنند. البته مرز باریکیست بین صعب العبور بودن و یک دژ نفوذناپذیر که کسی جرات اقدام به فتح آن را ندارد. باید تعادل برقرار باشد. لازمه ی چالش داشتن بکر بودن است. کوهی که معبر هر رهگذری شود دیگر کوه نیست. جاده است !
به سکوتش توجه کنید. سکوتی خداگونه. از سنگ صدا بر نمی خیزد مگر انعکاس یک صدا، یا غرش یعنی اعلام خطر. یک مرد میتواند درس سکوت و به موقع حرف زدن بگیرد.
از صفات مثبت کوه هرچه بگویم کم گفته ام. البته کوه بودن سخت است و حوصله سر بر ! کوه بودن کار هرکس نیست.

تقابل کوه و آب

میدانیم که چنانچه قدرت به دست فرد نالایق یا بهتر است بگویم ناشایست باشد به احتمال زیاد خرابی به بار خواهد آمد. ازین رو در تقابل کوه(خاک) و آب که در این مبحث مصداق مرد و زن هستند لازم است قدرت در دستان مرد باشد اما چگونه؟ خب ساده است. آب در پایین کوه زیبایی می آفریند و در بالای کوه خرابی و سیل. چون تنها در مسیر پایین آمدن است که آب میتواند در دل کوه شکاف ایجاد کند و آن را نابود کند. پس نتیجه میگیریم که برای بقای این شکوه و زیبایی قدرت و اختیار همیشه باید به دست مرد باشد.
یادمان باشد که قدرت آب در ویران گری اوست ! و کوه قدرتش سراسر شکوه است و عظمت.

dindarloo
حسین دیندارلو
بزرگ ترین سرمایه گذاری ، سرمایه گذاری روی خودم بوده و هیچی اندازه ی خودم نتونسته حالم رو واقعا خوب کنه. حتی شادترین لحظه هایی که توسط دیگران به ارمغان آورده شده نمی ارزه به لحظه ای حال خوب که خودم ساخته باشم.