dindarloo

حسین دیندارلو

برنامه نویس و طراح وب
خانه درباره من سرویس ها خدمات نرم افزاری وبلاگ

غم سیاوش

چهارشنبه سوری در تاریخ

همه میدانیم به شب قبل از چهارشنبه ی آخر سال شب چهارشنبه سوری گفته می شود و مشخصه اصلی آن پریدن از روی آتش است. اما متاسفانه نحوه ی برگذاری آن و بدعت های جدید و اشتباه باعث شده مناسبت واقعی این جشن به فراموشی سپرده شود.
در کتاب پایه دوازدهم گویا اشاره ای به این داستان شده اما متاسفانه ارتباط آن با چهارشنبه سوری به درستی بیان نشده.

در طول تاریخ مناسبت یا شخصی یا اثری ماندگار نشده مگر معنایی پشت آن وجود داشته باشد ( مثل نقاشی های ونگوک ) و این چیزهای پوچ بوده که فراموش شده چون ارزشی برای نقل و یادبود نداشته.
سیاوش یکی از شخصیت های فراموش نشدنی است. طریقه ی زیستن او که دلیل نگارش این مطلب است سرشار از معنی و لازم الروایت است.

لزوم غم در وجود بشر و باز گویی غمی که فراموش شده.

شاید ندانید غم را چرا خدا در انسان آفرید ؟! شاید پرسیده باشید خدایا نمی شد این حس غم درون ما نباشد ؟
خب؛ غم پایه و اساس شکل گیری معنا است. غم تنها یک حس لحظه ای نیست و دلیل طولانی و عمیق دارد. به دنیا آمدن ما با ناراحتی و زجر بوده است اگر با خوشحالی و بدون درد بود خانواده ای در کار نبود چرا که مادر حس مادری نداشت! ما به غم نیاز داریم تا به یاد بیاوریم. فکر کنید غم نبود ! فراموش می کردیم رفتگانمان را و چقدر بی معنی بود همه چیز.

بزرگی انسان به بزرگی غم هایش است و اساسا انسان از زجر و سختی است که شکل میگیرد، همانگونه که در قرآن گفته شده لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ . یعنی همانا انسان را در رنج آفریدیم. پس اگر الان در دوران غم به سر می بری حتما در حال رشد هستی و بدون شک فردی با معنی، اثر گذار و ماندگار خواهی شد.

از صفاتی که برای داستان سیاوش به کار گرفته می شود شور انگیز و غم انگیز است. چیزی که از چهارشنبه سوری مانده شورانگیز است و غم انگیزش که اصل ماجراست فراموش شده.

داستان سیاوش در شاهنامه  نوشته شده که به طور خلاصه در آن سیاوش که شخصی مظلوم و پاک و آموخته ی مردانگی از رستم پهلوان بوده وقتی زن پدرش کاووس (سودابه) پادشاه ایران به آن دلبسته شد به مکر نامادری گرفتار نشده تا این که به گوش پدرش رسیده و همانند داستان یوسف و زلیخا  مورد غضب فرمانروا ( پدرش ) قرار می گیرد. سیاوش با شجاعت از پدر میخواهد تا برای اثبات پاکی و بیگناهیش از هفت تونل آتش گذر کند و اگر سالم بیرون آمد آن را دلیل بی گناهیش بداند. این آزمون آتش در آخرین سه شنبه سال انجامید و سیاوش سرفرازانه بیرون آمد. غمگین بودن سیاوش در آن روز دلیل ماندگاری چهارشنبه ی فردای آن شد که کاووس به مردم شهر سور داد شد و پس از آن چهارشنبه سوری رواج یافت.

آری چهارشنبه سوری در حقیقت چیزی نیست جز حکایت گذر سیاوش از آتش. نشانی از پاکی او که باید از آن درس گرفت و آن را به درستی گرامی داشت ! نه یک جشن پر هیاهوی بی محتوا.

حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود و سیاوش بیشتر از سور لایق تحسین. افسوس که از افکار حسین زخم های تنش را نشانمان دادند و از مظلومیت و پاکی سیاوش سوختگی و سر و صدا و …. به جا مانده.

پس بیایید با هم به جای نکوهش چهارشنبه سوری با برگذاری صحیح و بی خطر و با نقل کامل واقعیت این ارزش ملی را که نشان پاکی ایرانیان است را گرامی داشته و ترویج دهیم.

پی نوشت :

تاریخ نگارش شاهنامه 400 ه.ق یا 1010 میلادی بوده است

یوسف پیامبر 3000 سال قبلتر می زیسته.

کاووس پادشاه کیانیان دومین سلسله اساطیری ایرانیان بوده.

dindarloo
حسین دیندارلو
بزرگ ترین سرمایه گذاری ، سرمایه گذاری روی خودم بوده و هیچی اندازه ی خودم نتونسته حالم رو واقعا خوب کنه. حتی شادترین لحظه هایی که توسط دیگران به ارمغان آورده شده نمی ارزه به لحظه ای حال خوب که خودم ساخته باشم.