dindarloo

حسین دیندارلو

برنامه نویس و طراح وب
خانه درباره من سرویس ها خدمات نرم افزاری وبلاگ

چگونه الا بذکرالله تطمئن القلوب است؟!

 

شب اول نگارش :
مذهبی نیستم ! اما معتقدم هر گفتاری می تواند شایسته ی تفکر و تعقل باشد. خواه دشنام کافری باشد و خواه کلام خدا.
این آیه ( قسمتی از آیه ) در لغت به معنی تنها یاد خدا آرامش دهنده ی قلب هاست.
چندی پیش به دنبال یک جمله ی عرفانی بودم برای یکی از آثار نقاشیم که مکملش باشد و این آیه یکی از گزینه ها بود اما به دلیل بار معنایی عمیقش ! تصمیم گرفتم از آن استفاده نکنم.
اکنون که شبی ناآرام از شب های زندگیم را سپری میکنم جای تامل است براین آیه.

الا بذکرالله تطمئن القلوب

الا بذکرالله تطمئن القلوب و چگونه است که با یاد خدا قلب ها آرامش می گیرند

سحرگاه جمعه ۲۲ بهمن ، ۴:۳۰ صبح:

ساعاتی از تفکر در این خصوص گذشته است. ارتباط با این جمله چه سخت است. به گمانم به اندازه ی دوری ما از خدا سخت باشد و هرچه دورتر، سخت تر.
بپردازیم به ارتباط این آیه با فلسفه ی ناپیدایی خدا. چگونه یاد خدایی که نمیبینمش و از دیدگاه ما حضور ندارد آرامش دهنده ی قلب هاست ؟ و اساسا کسی که نیست چگونه میتواند آرامش بخش باشد؟
میتوان اینگونه برداشت کرد که خداوند حکیم اینگونه مقرر کرده است که هر شخص ، شیئ و … چنانچه برای ما مفید باشد آرامش بخش است. مثل مادر ، پدر ، … و هرچه برای ما مناسب نیست؛ زیان بار و برهم زننده ی آرامش است. ( یعنی وقتی شخصی برای تو مناسب نیست ، خدا یه کاری میکنه به طور مداوم به تو آسیب بزنه، تا اونقدری قوی بشی که بزاری بره )
حال نوبت مقایسه است با وجود خدا. هرچه مفید است و بانی حال خوب ما از نشانه های وجود خداست !
چگونه میتواند یاد خدایی که نیست از حضور فردی که هست آرامش بخش تر باشد؟
چه لایق ستایش است آن که نیست ولی نشانه های رحمتش هست.
و چه پوچ و لایق تبعید و انزوا و تحریم ( طرد شدن ) است آن که هست و مخل آرامش است !
حال فهمیدید که چرا خدا دیدنی و لمس کردنی نیست! تا معیاری برای سنجش پوچی ها در عین پیدایی و وجووود در عین اختفا باشد !
نخستین نشانه های حقانیت آیه «الا بذکر الله تطمئن القلوب» به کمک کلمه ی اللّه در  در من اینگونه آشکار شد.

شب چهارم نگارش ۴:۱۵ صبح۲۵ بهمن:
شب عشق است و بی ارتباط هم نیست با تفسیر امشب.
قبل تر ها جایی در وصف شب نوشته بودم. شب چه عجیب است نه؟! با خودش کلی واقعیت دیدنی را پنهان و کلی فکر نهان را پیدا میکند ! چه پارادوکس زیبایی. اصلا همین که شب ها عزمم برای نوشتن جذب می شود و با وجود خستگی قلمم بیشتر به نوشتن می رود عجیب است. شب از نعمت های خداست و فرصت نزدیکی به خدا.
بگذریم. امشب از آیه ی مورد بحثمان میرسیم به کلمه ی «الا» که در لغت به معنای «تنها» است و اشاره به وحدانیت خدا دارد. این خدا واقعن سر این موضوع غیرتی هستا ! در بیشتر تهدید هایش😄 شرک (شریک گرفتن برای خدا) عامل تهدید است و اینجا هم توسل بهمراه قبول وحدانیتش را عامل آرامش قلب ها دانسته ! شرک هم حتما کفر نیستا ! در این حد که محبوبی داشته باشیم که ما را از خدا غافل کند میتواند شرک باشد و آرامش ما را بگیرد ! همینطور هم هست یعنی یکی را خداگونه دوست داشتن در حدی که خودآزار میشویم !
از اصطلاحات امروزی ها میپرستمت را داریم که البته شوخیست اما دلالت بر بالا بودن درجه ی علاقه به منبع غیر خدایی دارد. که میشود شرک ! اما دوست داشتن منبع خدایی ( مثل مادر ) می شود همان عبادت و نتیجه اش آرامش.
پس نشانه های حقانیت این آیه با تفکر روی کلمه ی «الا» اینگونه در من آشکار شد. و با این نتیجه گیری از کلمه ی زیبای «الا» عبور میکنم :
همیشه برای دوست داشتن اندازه قائل شوید که آرامش ما در گرو این است!
دوست داشتم عمیق تر به کلمات این آیه بپردازم اما چه کنم که خیلی طولانی می شود و نمی خواهم آیه ای به این زیبایی خسته کننده شود.
کلمه ی ذکر :
یعنی یاد خدا به هر وسیله و با هر زبانی. یعنی حتی نوشتن در این خصوص هم می شود ذکر ! و اصلا دلیل نوشتنم هم همین بود از اول ، شب های نا آرامم آرام شود که شد. چه بسا شما خواننده ی محترم که تا اینجا همراه من بوده اید هم به آرامش رسیده باشید ! نه؟ و این خود نشانه ی دیگریست بر حقانیت این آیه ! ( چه حیف که داره تموم میشه این مقاله)

تطمئن القلوب : اطمینان بخشی به قلب ها ! چه توصیف قشنگی از آرامش !
تردید که در مقابل کلمه ی اطمینان است را عامل دفع آرامش دانسته !  یعنی دلمان فقط به خدا قرص باشد. یعنی هیچکس قابل اطمینان نیست. یعنی اطمینان به غیر خدا نتیجه اش می شود آشفتگی. اطمینان به خود که روح خدا در ما دمیده شده یعنی آرامش !
تفکر کنید به تطمئن القلوب که قلب را محتاج آرامش دانسته نه ذهن را ! این است که صحبت با هیچ روانشناس و روانپزشکی عامل تطمئن القلوب نیست ! چون خداست که از همان ابتدا می دانسته قلب است که نیاز به آرامش دارد ! نه ذهن😃
وقتی که آن همه سال قبل کلماتی برای تسلی خاطرمان گفته که اکنون تفکر در آن دریایی خروشان از معنی در ما پُر می کند، پس به راستی که خدا از رگ گردن به ما نزدیک تر است. و این تنها تفکر در معنی آیه بود ! یاد خدا همه جا هست و تجلی اش همان اندیشه است که از هفتاد سال عبادت برتر است.

dindarloo
حسین دیندارلو
بزرگ ترین سرمایه گذاری ، سرمایه گذاری روی خودم بوده و هیچی اندازه ی خودم نتونسته حالم رو واقعا خوب کنه. حتی شادترین لحظه هایی که توسط دیگران به ارمغان آورده شده نمی ارزه به لحظه ای حال خوب که خودم ساخته باشم.