فراموش کردن سخت یا آسان

فراموش کردن

برگ زردی

با سماجت شاخه را چسبیده بود

دست های خویش و دامان تو ام آمد به یاد


همیشه برایم سوال بود چرا بعضی ها راحت فراموش می کنند. ازدست رفتن برایشان نگران کننده نیست. این روزهای آخر پاییز بیشتر از همیشه یاد آور این مسئله است. به خصوص این آخر پاییز که جمعه هم هست و مصادف شده با دل کندن از بعضی چیزها و بعضی اشخاص برای من.

با خودت رو راست باش

حتما شما هم کارای زیادی رو به خاطر این که تو رودربایستی قرار گرفتین انجام دادین. خب  پیش میاد، ما هممون هر از گاهی این اتفاق برامون میفته … اما مطلبی که الان دارم مینویسم راجع به رودربایستی با خودمون هست، نه با دیگران. این نوع از رودربایستی باعث میشه به خاطر هزینه هایی که تابحال متحمل شدیم کار اشتباهی رو ادامه بدیم حتی اگه بیشتر از این ضرر کنیم.

جمعه هایی که در یک چشم به هم زدن رد می شوند

چقدر روز عجیبیست این جمعه ، به گمانم هر چیزی که بهش زیادی توجه کنی زودتر از دستت لیز میخورد و می رود. شش روز منتظر جمعه هستی ، جمعه که می شود اضطراب رسیدن شنبه را داری ، هیچ برنامه ای برای در کردن خستگی های هفته نداری ، دست و پایت انقدر سنگین است انگار همه ی کارهایت را در طول هفته انجام دادی و هیچ برنامه ای برای جمعه نداری.…

دردسر های ساعت جدید برای افراد دو شغله

مختصری از ساعت تابستانی و فلسفه ی جدید شدن ساعت ها

به تغییر ساعت در منطقه‌های زمانی گفته می‌شود که موجب طولانی‌تر شدن روز در عصر و کوتاه‌تر شدن آن در صبح می‌شود. این تغییر معمولاً در ابتدای بهار هر سال انجام و در پاییز نیز به حالت عادی بازگردانده می‌شود. بسیاری از کشورها برای بهینه‌سازی مصرف انرژی، در فصل بهار و تابستان ساعت رسمی کشورشان را قدری (معمولاً یک ساعت) به جلو می‌کشند، تا ساعات بیشتری از روز با ساعات کاری هم‌خوانی داشته باشد، و در ساعات کم‌تری از روز، نیاز به مصرف انرژی برای تأمین انرژی وجود داشته باشد

مشکل کجاست ؟…

سیاه و سفید ببینیم

سیاه و سفیدبینش افراد

نمی دانم آدم ها چند دسته اند و نوع بینششان به چند دسته تقسیم می شود. علی ای حال بینش خودم را عرض می کنم. من جزو آدم های گیجم که همیشه موقع کنکور آن گزینه ی گمراه کننده را انتخاب می کنم. من آن آدم خامی ام که بین دو راهی عصبانیت و صبر عصبانیت را انتخاب می کنم. من آن آدمیم که موقع نقاشی از برگ ها شروع به کشیدن می کنم به جای ساقه و شاخه. همیشه اسیر رنگ و لعاب مسائل شدم. در پاره ای از مواقع به لطف خدا و دعای والدین راه را از بی راه تشخیص دادم اما در بیشتر موارد حتما باید سرم به سنگ بخورد. شاید اسمش وسواس در توجه به جزئیات باشد. من اسمش را گذاشتم رنگی دیدن.…